گاهی سکوت از هر صدایی بلندتر است. در بسیاری از جوامع سنتی، این سکوت مثل سنگ روی سینه میماند، سنگینی می کند و اجازه نمی دهد نفس راحت کشیده شود. این سکوت نه اتفاقی است و نه بیتأثیر؛ ریشه در همان فرهنگ شرم و گناه دارد که از کودکی روی ما اثر میگذارد. دختران و پسران از همان ابتدا یاد می گیرند چه چیز هایی درست و چه چیز هایی اشتباه است، اما این "درست و اشتباه" اغلب بر اساس ترس و قضاوت شکل میگیرد، نه منطق یا آزادی انتخاب.
در چنین فرهنگی، دختران بیشتر از پسران تحت فشار هستند. آن ها یاد می گیرند که حتی کوچک ترین حرکاتشان میتواند باعث سرزنش شود، از پوشش گرفته تا رفت و آمد، حرف زدن با دیگران، و حتی خنده ای ساده. پسران هم تحت فشار هستند، اما بیشتر در قالب انتظار اجتماعی و مسئولیت های سنگین، نه ترس از سرزنش. این دوگانگی باعث می شود که زنان و مردان هر دو مجبور شوند بخش هایی از خودشان را پنهان کنند، اما شدت فشار و سکوت در زندگی زنان ملموس تر است.
سکوت های سنگین تأثیر روانی عمیقی دارند. وقتی کسی احساس کند هر حرکت، حرف یا تصمیم اش ممکن است باعث شرم شود، ناخود آگاه یاد می گیرد که خود واقعی اش را پنهان کند. این پنهان کاری در طول زمان اعتماد به نفس را کاهش میدهد و حس ارزشمندی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. دختران جوان بسیاری از فرصت ها را کنار میگذارند؛ تحصیل، فعالیت های اجتماعی، ابراز علاقه به هنر یا ورزش، همه محدود می شوند چون ترس از قضاوت نمیگذارد قدمی بردارند. این سکوت درونی، نوعی خشونت روانی است که کمتر به آن پرداخته میشود اما اثرش حتی از خشونت فیزیکی هم عمیق تر است.
جالب است بدانید مردان هم درگیر همین فشار هستند، هر چند شکلش متفاوت است. آن ها از همان ابتدا یاد می گیرند که باید قدرتمند، شجاع و بدون ترس باشند و کمتر اجازه دارند احساسات واقعی خود را نشان دهند. این محدودیت باعث میشود رابطه بین زنان و مردان در جامعه اغلب پر از فاصله، سوء تفاهم و ترس باشد. سکوت های تحمیلی نه فقط زنان، بلکه مردان را هم محدود میکند و روابط انسانی را سرد و کنترلشده میسازد.
با این حال، نسل نو شروع به شکستن این سکوت ها کرده است. نسل امروز با انترنت، شبکه های اجتماعی و دسترسی به آموزش های متنوع بزرگ شده است. آن ها می بینند که دنیا جای دیگری هم دارد، جایی که می توان بدون ترس و شرم حرف زد و آزادانه تصمیم گرفت. دخترانی که شاید قبلاً حتی از حضور در کلاس یا فعالیت اجتماعی میترسیدند، حالا می توانند از فرصت های آنلاین استفاده کنند، شبکه های حمایتی بسازند و صدایشان را به گوش دیگران برسانند. پسرانی که از ترس قضاوت مجبور بودند احساساتشان را پنهان کنند، حالا میتوانند مهارت های عاطفی و اجتماعی خود را توسعه دهند و روابط انسانی سالم تری شکل دهند.
یکی از نکات مهم این است که شکستن سکوت نیازمند آموزش و آگاهی است. وقتی زنان و مردان یاد بگیرند حق دارند احساسات و نیازهایشان را بیان کنند، سکوت های سنگین کمتر خواهند شد. گفت و گوهای باز و بدون قضاوت در خانواده و جامعه، معرفی الگوهای موفق که توانسته اند محدودیت ها را کنار بزنند، و ایجاد فضا های امن برای رشد و یادگیری، از مهم ترین ابزارها برای تغییر این فرهنگاند.
سکوت های تحمیلی اثرات اجتماعی هم دارند. جامعهای که در آن سکوت و شرم نهادینه شده باشد، کمتر توانایی حل تعارض، ابراز خلاقیت و مشارکت فعال را دارد. زنان و دختران، با محدود شدن فرصت ها و آزادیها، نمیتوانند پتانسیل واقعی خود را نشان دهند و این محدودیت به نسلهای بعدی هم منتقل میشود. هر بار که یک دختر یا پسر سکوتش را میشکند و احساسات و افکارش را بیان میکند، نه تنها خودش آزاد میشود، بلکه بخشی از جامعه را هم به سوی تغییر میبرد.
یکی دیگر از ویژگیهای نسل امروز، تابآوری است. نسل نو یاد گرفته که حتی در شرایط سخت، می توان راه هایی پیدا کرد تا سکوت ها شکسته شوند. استفاده از شبکه های اجتماعی، گروههای حمایتی، فعالیت های آموزشی و هنری، ابزارهایی هستند که به آنها کمک میکنند آزادانه فکر کنند و هویت واقعی خود را بسازند. این تاب آوری نشان می دهد که سکوت های سنگین قابل شکستند و فرهنگ شرم می تواند جای خود را به اعتماد، احترام و گفت و گو بدهد.
همچنان باید یادآوری کرد که شکستن سکوت تنها وظیفه زنان نیست؛ مردان هم باید فعال باشند. وقتی مردان یاد میگیرند بدون ترس از سرزنش، احساسات و افکارشان را بیان کنند، روابط انسانی سالم تر و عدالت اجتماعی تقویت میشود. این دو سوی ماجرا است که میتواند سکوت سنگین را تبدیل به سکوت مثبت، آرام و همراه با احترام کند؛ سکوتی که در آن افراد بدون فشار، فکر و احساس خود را بیان میکنند و جامعهای عادلانهتر شکل میگیرد.
در نهایت، سکوتهای سنگین و فرهنگ شرم به ما یادآوری میکنند که محدودیت ها همیشه بیرونی نیستند؛ بخش زیادی از آنها در ذهن افراد شکل میگیرد. وقتی جامعه و خانواده با فشار های سنتی این سکوت را تحمیل می کنند، روان افراد تحت تأثیر قرار میگیرد و رفتارها، روابط و انتخاب ها محدود میشود. اما نسل نو نشان داده که با خلاقیت، آموزش، اعتماد به نفس و تاب آوری، میتوان این سکوت ها را شکست و فضای اجتماعی بازتری ساخت.
شکستن سکوت یعنی بازگرداندن آزادی به بیان، هویت، خلاقیت و زندگی. هر گامی که در این مسیر برداشته میشود، نه تنها به فرد، بلکه به جامعه هم کمک میکند تا از محدودیت های روانی و اجتماعی عبور کند. روز جهانی منع خشونت علیه زنان بهترین فرصت است که یادآوری کنیم سکوت تحمیلی و فشارهای فرهنگی، نوعی خشونت هستند و باید با آگاهی و آموزش، این چرخه را شکست.
نسل امروز میتواند سکوت های سنگین را بشکند و فرهنگ جدیدی بسازد که در آن زنان و مردان بدون ترس، احترام و اعتماد به نفس زندگی کنند. هر صدای شکستهشده، هر حرف بیانشده، هر انتخاب آزادانه، نشانهای از امید و تغییر است و به جامعهای انسانیتر و برابرتر کمک میکند.
ما ...