وقتی گپ از مردسالاری میباشد، معمولاً ذهن آدم به سراغ قدرت آشکار و کنترل های مستقیم میرود؛ مثل ممنوعیت ها یا تحکم هایی که آشکارا زنان را محدود میکند. اما واقعیت این است که مردسالاری یک بعد خیلی ظریف و نرم هم دارد که در خانواده ها خودش را نشان میدهد و شاید بسیاری اوقات ما اصلاً متوجه اش نمیشویم. به این شکل از سلطه، اصطلاحاً «قدرت نرم مردسالاری» گفته میشود. این نوع قدرت بیشتر در رفتارهای روزمره، گفتارها و هنجارهایی خودش را نشان میدهد که به ظاهر طبیعی و عادی هستند، اما در واقع زنان را محدود میکنند و فرصت های برابر را آنها میگیرد. یعنی ممکن است یک جملهٔ ساده یا یک رفتار روزمره، بدون اینکه کسی قصد اش باشد، حکم یک ابزار کنترل داشته باشد.
یکی از رایج ترین شکل های این قدرت نرم، تقسیم نقش های جنسیتی در خانواده است. اکثر خانوادهها، حتی خانوادههای مدرن، هنوز زنها را مسئول خانه، آشپزی، فرزندان و مراقبت از اعضای خانواده میدانند، در حالی که مردها وظیفهٔ درآمد و تصمیم گیری های کلان دارند. این تقسیم کار به ظاهر طبیعی است، اما داخلش نوعی تبعیض پنهان وجود دارد. زن ممکن است درس خوانده باشد، شاغل باشد و خودش بخواهد در تصمیم گیری ها شریک باشد، اما عملاً مسئولیت های خانگی همچنان بر دوشش سنگینی میکند. این مسئله خودش نوعی قدرت نرم مردسالاری است، چون به مرور زنان یاد میگیرند که انتخاب های محدودی دارند و فکر میکنند این شرایط طبیعی است.
یکی دیگر از جلوه های مهم مردسالاری نرم، کنترل غیرمستقیم گفتار و تصمیمگیری زنان است. در بسیاری از خانواده ها مرد حرف آخر را میزند، بدون اینکه این قدرت به شکل رسمی یا مستقیم اعمال شود. مثلا انتخاب محل زندگی، نحوهٔ تربیت فرزندان، خرید های مهم یا حتی برنامه ریزی مالی خانواده غالباً به مرد سپرده میشود. زن ممکن است نظر بدهد، اما در نهایت تصمیم نهایی با مرد است. این نوع قدرت، به دلیل غیرآشکار بودنش، کمتر به چشم میآید و زنان هم معمولاً فکر میکنند که این شیوهٔ طبیعی است یا جزو رسوم زندگی است. همین باعث میشود تبعیض ادامه پیدا کند، بدون اینکه کسی به صورت مستقیم مجبور شود.
رفتار های زبانی و تعابیر روزمره هم نقش مهمی در قدرت نرم مردسالاری دارند. عباراتی «مثل تو که وظیفهات خانه است»، «مرد باید نان بیاورد»، «زن باید صبور باشد » یا «این کار زنانه است» ممکن است به شکل شوخی گفته شوند، اما به مرور ذهن زنان و حتی فرزندان را شکل میدهند. این جملات به ظاهر عادی، هنجارهای مردسالارانه را تثبیت میکنند و باعث میشوند نسل بعد هم فکر کند که این رفتار ها طبیعی است و باید رعایت شود. از این نظر، مردسالاری نرم از طریق زبان و فرهنگ منتقل میشود و اثرش عمق و ماندگاری زیادی دارد.
الگو های رفتاری و نقش های فرهنگی هم به همین شکل قدرت نرم را تقویت میکنند. دخترها از طفلیت یاد میگیرند صبور و مراقب باشند، پسرها مستقل و تصمیم گیرنده. حتی خانوادههایی که خودشان را مدرن میدانند، ناخودآگاه این تقسیم نقشها را منتقل میکنند. فرزندان بزرگ میشوند و این هنجارها را جزو طبیعیات زندگی میبینند. به همین دلیل، کنترل نرم مردسالاری فقط محدود به زنان بزرگسال نیست؛ نسل های جدید هم تحت تأثیر قرار میگیرند و رفتارها و انتظارات مردسالارانه ادامه پیدا میکند.
وابستگی اقتصادی زنان یکی دیگر از ابزارهای قدرت نرم مردسالاری است. حتی زنانی که شاغل هستند، غالباً مدیریت پول و تصمیمگیری در هزینهها به مرد سپرده میشود. این کنترل اقتصادی ظریف، زنان را وابسته نگه میدارد و مرد را در موقعیتی برتر قرار میدهد. از منظر فمینیستی، وابستگی اقتصادی یکی از پایههای سلطهٔ مردسالارانه است و به شکل نرم و غیرآشکار در خانواده ها ادامه پیدا میکند.
رفتار های مردسالارانهٔ نرم همچنان شامل نظارت بر ظاهر و رفت و آمد زنان است. حتی در خانواده های مدرن، زنها ممکن است محدودیت هایی برای نحوهٔ لباس پوشیدن، دیدار با دوستان یا حضور در اجتماع داشته باشند. این محدودیت ها معمولاً با توجیههای فرهنگی، اخلاقی یا تربیتی همراه است و زنان هم به تدریج یاد میگیرند که رعایت اش طبیعی و لازم است، در حالی که در واقع شکل دیگری از کنترل مردسالارانه است.
یک ویژگی مهم این مردسالاری نرم این است که غالباً زنان خودشان هم آن را طبیعی میبینند. یعنی حتی زمانی که تبعیض رخ میدهد، زنها فکر میکنند که «این روال زندگی است» و وارد نقدش نمیشوند. همین طبیعی جلوه دادن باعث میشود تبعیض ها بدون برخورد مستقیم و آشکار استمرار پیدا کند. از این منظر، تحلیل فمینیستی و جامعه شناسی این رفتارهای روزمره بسیار مهم است، چون نشان میدهد سلطهٔ مردسالارانه چطور از نسلی به نسل بعد منتقل میشود.
یکی دیگر از وجوه قدرت نرم مردسالاری، تثبیت موقعیت مرد به عنوان مرجع تصمیم گیری و صاحب قدرت است. مردسالاری نرم با روشهای غیرقهری مثل مشورت محدود، نشان دادن تجربهٔ بیشتر مرد یا ارجاع به سنتهای فرهنگی اعمال میشود. زن در ظاهر آزادانه تصمیم میگیرد، اما در واقع چارچوب انتخاب اش توسط مرد و هنجار های اجتماعی محدود شده. این شکل از قدرت ظریف، حتی وقتی مرد با نیت بد هم عمل نکند، اثری پایدار و قابل توجه دارد.
همچنان مردسالاری نرم باعث میشود زنان توانایی آگاهانهٔ باز پس گیری حقوق و استقلال شان را از دست بدهند. وقتی محدودیتها به شکل روزمره و طبیعی اعمال میشود، زنها گاهی متوجه نمیشوند که حق انتخاب و آزادی شان محدود شده. بنابراین، شناخت این رفتارها اولین قدم برای تغییر و ایجاد خانوادهای برابر است. تحلیل دقیق این تبعیض ها به ما کمک میکند بفهمیم که قدرت مردسالارانه فقط در زور یا دستور نیست، بلکه در هنجارها، عادتها و رفتارهای روزمره هم وجود دارد و میتواند نسل ها را تحت تأثیر قرار بدهد.
در نهایت، مردسالاری نرم در خانواده نمونهای از پیچیدگی های قدرت و تبعیض است که بهسادگی قابل مشاهده نیست. رفتارهای به ظاهر عادی، گفتارهای روزمره و هنجارهای فرهنگی همه در تثبیت سلطهٔ مردانه نقش دارند و زنان و نسل بعد را به پذیرش موقعیت های محدود سوق میدهند. بنابراین، تحلیل این رفتارها و نقدشان نه فقط برای زنان، بلکه برای کل جامعه ضروری است. بدون این شناخت، بسیاری از رفتارهای عادی و روزمره، حتی در خانوادههای مدرن، به حفظ هنجار های مردسالارانه ادامه میدهند و فرصتهای برابر برای زنان محدود میشوند.
ما ...