در عصر فناوری و ارتباطات، جهان با سرعتی بیپیشینه در حال تغییر و تحول است. دستاوردهای تکنولوژیک در حوزۀ ارتباطات، به ویژه با ظهور گوشیهای هوشمند، زندگی فردی و اجتماعی انسانها به ویژه مردم افغانستان را دگرگون ساخته است. اما پرسشی اساسی این است که آیا ما گوشیهای هوشمند را در خدمت گرفتهایم یا خود در خدمت آنها قرار داریم؟
بدون شک گوشیهای هوشمند، با قابلیتهای گستردهیی چون ارتباطات بیوقفه، دسترسی فوری به اطلاعات و منابع، شبکههای اجتماعی و سرگرمی، مزایای زیاد دارند. اما اگر فرهنگ استفادۀ درست از آن را نداشته باشیم و نتوانیم رابطۀ مان را با آن به صورت هوشیارانه مدیریت کنیم، میتوانند به تهدیدی خاموش برای کیفیت زندگی، سلامت روانی و اجتماعی ما تبدیل شوند.
شری تورکل (Sherry Turkle) روانشناس، جامعهشناس و استاد دانشگاه(MIT) در کتاب «تنها در کنار هم: Alone Together»، معتقد است که فناوری در حالی که ما را به یکدیگر متصل میکند، همزمان باعث دوری و گسست میانمان نیز میشود. او تأکید میکند که وابستگی به ابزارهای دیجیتال، انسانها را از گفتگوهای عمیق دور کرده و باعث شده افراد ترجیح دهند پشت صفحۀ گوشیهای شان پنهان بمانند.
در جامعۀ ما، استفاده از این ابزارها به گونهیی فراگیر شده که گویی به بخش جداییناپذیر زندگی روزمره مبدل گشته است. از صنف درسی تا سفرۀ غذا، از محیط کاری تا رختخواب، از خانه تا مسجد، حضور پیوستۀ گوشیهای هوشمند نه تنها نوع تعاملات اجتماعی را تغییر داده؛ بلکه سبب کاهش تمرکز، اختلال در خواب، کمحوصلگی و در موارد شدید، انزوا و کاهش سلامت روانی گردیده است. مفهومی که در ادبیات روانشناسی به آن «اعتیاد به شبکههای اجتماعی» یا (SNS Addiction) گفته میشود، امروز یکی از چالشهای مهم سلامت روان در سطح جهان است.
به اساس نظریۀ «فومو» (FOMO – Fear of Missing Out) در علم روانشناسی، انسانها بهطور افراطی گوشی شان را چک میکنند؛ چون میترسند چیزی را در شبکههای اجتماعی از دست بدهند. «فومو» که به معنای «ترس از پشیمانی» نیز شناخته میشود، احساسی نگرانکننده و اضطرابآور است که فرد را دچار ترس از دستدادن فرصتهایی چون ارتباطات اجتماعی، تجربیات خاص، سرمایهگذاریهای سودآور یا رویدادهای لذتبخش میکند. این پدیده نوعی وابستگی روانی به حضور دائمی در فضای آنلاین ایجاد میکند؛ طوریکه قطع ارتباط با اینترنت ممکن است باعث بروز اضطراب، احساس عقبماندن و استفاده وسواسگونه از اینترنت شود. اعتیاد به شبکههای اجتماعی به نوعی وابستگی رفتاری گفته میشود که فرد زمان زیادی را بهطور مداوم و گاه بیاختیار در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، فیسبوک، تیکتاک و دیگر رسانههای اجتماعی میگذراند. این وضعیت میتواند باعث کاهش تمرکز، اختلال در خواب، اُفت عملکرد تحصیلی یا شغلی، تضعیف روابط واقعی و افزایش اضطراب یا افسردگی شود. به باور روانشناسان، استفاده آگاهانه و متعادل از این رسانهها، راهی مؤثر برای پیشگیری از این نوع وابستگی است.
از جانب دیگر، در افغانستان، ورود گوشیهای هوشمند، پیش از آنکه با ارتقای فرهنگ استفاده همراه باشد، بیشتر به مصرفگرایی و ظاهربینی دامن زده است. در حالیکه هزینههای هنگفتی برای خرید جدیدترین مدلها پرداخت میشود، کمتر دیده میشود که برای مطالعه، آموزش یا توسعۀ مهارتهای فکری سرمایهگذاری گردد. این الگوی مصرفگرایانه، نشان از یک بحران فرهنگی عمیق دارد که نیازمند بازنگری جدی است. آیا میتوان از نسلی که تمام وقت و انرژیاش صرف شبکههای اجتماعی، تماشای فیلمها، دنبالکردن زندگی سلبریتیها و بازی با گوشیهای هوشمند میشود، انتظار عبادت، ورزش، رشد فکری، پیشرفت علمی، خلاقیت، مطالعه و تحقیق داشت؟
آنچه نگرانکننده است، روند جایگزینی تدریجی گوشیهای هوشمند بهجای منابع غنیساز ذهن مانند کتاب، تعاملات انسانی معنادار، تفکر خلاق و حتی لحظات سکوت و خلوت با خویشتن است. اوقات فراغت افراد صرف تماشا و جستجوی بیهدف در شبکههای اجتماعی و مصرف محتوای سطحی و بیمایه میشود؛ وضعیتی که به مرور زمان، منجر به کاهش توانایی تمرکز، تضعیف روابط اجتماعی، تضعیف تفکر و اُفت ظرفیت شناختی در سطوح فردی و اجتماعی خواهد شد.
نیکلاس کار، روزنامهنگار و نویسندهای آمریکایی در کتاب معروفش «کمعمقها»( The Shallows)
بر این باور است که استفادۀ مداوم از ابزارهای دیجیتال، مغز را به پردازشهای سطحی عادت میدهد و توانایی آن را برای تفکر عمیق کاهش میدهد. وی تأکید میکند که گوشیهای هوشمند نهتنها تمرکز ما را مختل میکنند؛ بلکه به مرور زمان حافظۀ بلندمدتمان را نیز تضعیف میسازند.
خلاصه اینکه برای حفظ سلامت جسمی و روانی خود، لازم است که به صورت جدی و عمیق در شیوۀ استفادۀ ما از تکنولوژی، بهویژه گوشیهای هوشمند، بازاندیشی کنیم. تکنولوژی ذاتاً نه خوب است و نه بد؛ اما آنچه اهمیت دارد، نحوه و میزان استفادۀ ما از آن است. باید هوشمندانه عمل کنیم و به جای آنکه بردۀ تکنولوژی دنیای مدرن شویم، آن را در خدمت زندگی معنادار، خردمندانه و رشد فردی و اجتماعی قرار دهیم.
مواجهه با تکنولوژی و استفادۀ سالم از آن، مستلزم کسبِ سواد رسانهیی، تربیت هدفمند (اطفال و دانشجویان) و فرهنگ مصرف آگاهانه است. جامعهیی که از کتاب، مطالعه، نشستن کنار علما و پرسشگری فاصله گرفته و تنها به دنبال آخرین مدلهای گوشی است، نمیتواند مسیر توسعه و آبادی را بپیماید.
در نهایت، انتخاب با خود ما است؛ یا تکنولوژی را ابزاری برای پیشرفت خود بسازیم یا با غفلت و بیتوجهی، قربانی خاموش و تدریجی آن شویم.
ما ...