بدن زن در تبلیغات تجاری: ابزاری‌ سازی و شی‌ءانگاری

پنجشنبه 25 دي 1404
48 بازدید
بدن زن در تبلیغات تجاری: ابزاری‌ سازی و شی‌ءانگاری

نویسنده : فرزانه فروتن

        اگر نگاهی به تبلیغات تلویزیونی، محیطی یا دیجیتال بندازیم، بسیار زود متوجه می‌شويم که بدن زن به شکل گسترده‌ای به عنوان ابزار فروش و جذب توجه استفاده می‌شود. این مسئله، نه فقط در افعانستان، بلکه در سطح جهانی بسیار رایج است و یک پدیدهٔ اجتماعی و فرهنگی است که پیامده ای جدی برای زنان دارد. بدن زن در تبلیغات تجاری، اغلب به جای اینکه بازتاب‌دهندهٔ هویت و شخصیت زن باشد، به یک شیء برای جلب مخاطب و افزایش سود تبدیل می‌شود.  پس اولین نکته‌ای که باید به آن ش اشاره کنیم این است که ابزاری‌ سازی بدن زن یعنی استفاده از زن برای رسیدن به اهداف تجاری، بدون توجه به هویت، خواسته‌ ها یا شخصیت آن. در بسیاری از تبلیغات، زن به عنوان نماد جذابیت یا جنسیّت معرفی می‌شود تا محصول یا خدمت خاصی فروخته شود. مثلاً تبلیغات عطر، لباس، لوازم آرایشی یا حتی موتر، اغلب بدن زن را به عنوان محمل جذابیت قرار می‌دهند و این پیام را منتقل می‌کنند که محصول باعث افزایش جذابیت زن یا مرد می‌شود. در این فرآیند، زن به یک وسیله و نه یک فرد مستقل تبدیل می‌شود. این ابزارشدن، نه فقط تصویر زن، بلکه هویت و شخصیت اجتماعی او را هم محدود می‌کند.

جنبهٔ دیگر، شی‌ءانگاری بدن زن است. شی‌ءانگاری یعنی بدن زن به شکل جدا از شخصیت و ذهن او دیده می‌شود، چیزی که می‌شود لمسش کرد، دیدش یا برای جذب نگاه استفاده‌ اش کرد، نه موجودی با فکر، احساس و انتخاب مستقل. تبلیغات تجاری اغلب زنان را به شکل اجزای بدن  مثلاً پا، دست، لب یا سینه، نمایش می‌دهند و نه به عنوان فرد کامل. این نوع نمایش، باعث می‌شود ذهن مخاطب هم زن را بیشتر به چشم شیء نگاه کند تا یک انسان با هویت مستقل. از این طریق، نابرابری جنسیتی در سطح فرهنگی تقویت می‌شود و زن به عنوان موجودی تابع و قابل استفاده تعریف می‌شود.

که، این روند پیامد های اجتماعی جدی دارد. وقتی بدن زن به شکل شیء و ابزار نمایش داده می‌شود، استاندارد های زیبایی و رفتار های زنانه به شدت محدود می‌شوند. زن‌ها به مرور یاد می‌گیرند که برای دیده شدن و پذیرفته شدن، باید مطابق با تصویر تبلیغاتی عمل کنند؛ مثلاً لاغر باشند، آرایش داشته باشند یا لباس خاصی بپوشند. این فشار فرهنگی نه فقط باعث ایجاد اضطراب و نارضایتی از بدن می‌شود، بلکه گاهی منجر به اختلال‌های روانی و جسمی مثل بی‌اشتهایی، افسردگی یا اعتماد به نفس پایین می‌شود. به عبارتی، ابزاری‌سازی و شی‌ءانگاری بدن زن، تأثیر مستقیمی روی زندگی روزمره و سلامت روان زنان دارد.

یک نکتهٔ مهم دیگر این است که تبلیغات نه فقط زنان را هدف قرار می‌دهد، بلکه مردان را هم شکل می‌دهد. مردان با دیدن تبلیغات شی‌ءانگارانه، زن را بیشتر به چشم ابزار جذابیت جنسی یا محصول دیدن یاد می‌گیرند تا فردی با خواسته‌ها و شخصیت مستقل. این نوع بازنمایی باعث می‌شود نگاه‌ های مردسالارانه و انتظارات غیرواقعی از زنان تقویت شود و نابرابری‌ های جنسیتی به صورت نرم و فرهنگی بازتولید شود.

از طرف دیگر، بعضی تبلیغات با استفاده از بدن زن سعی می‌کنند ایدهٔ موفقیت و قدرت اقتصادی یا اجتماعی را منتقل کنند، اما باز هم زن به عنوان ابزار دیده می‌شود. برای مثال، تبلیغاتی که زن را با محصولی مدرن یا لوکس همراه می‌کنند، اغلب پیامش این است که زیبایی و جذابیت زن با مصرف کالا گره خورده. در نتیجه، زن به واسطهٔ کالا تعریف می‌شود و نه به عنوان فرد مستقل. این نوع بازنمایی فرهنگی، هم محدودیت ذهنی برای زن ایجاد می‌کند و هم مصرف‌گرایی و استانداردهای غیرواقعی ره تقویت می‌کند.

با این حال، مقاومت‌هایی هم وجود دارد. بعضی برندها و تبلیغات جدید تلاش می‌کنند تصاویر واقعی‌تر و انسانی‌تر از زنان ارائه بدهند. این نوع تبلیغات زن را نه به عنوان شیء، بلکه به عنوان فردی با شخصیت، استعداد و خواسته‌های مستقل نشان می‌دهد. مثلاً نمایش زن در حال ورزش، کار یا آموزش، نمونه‌هایی از این مقاومت در تبلیغات هستند. این جریان نشان می‌دهد که تغییر نگرش نسبت به بدن زن در فرهنگ و رسانه ممکن است و می‌تواند باعث کاهش ابزاری‌سازی و شی‌ءانگاری شود.

در نهایت، تحلیل بدن زن در تبلیغات تجاری نشان می‌دهد که این حوزه یک میدان فرهنگی و اجتماعی است که قدرت و جنسیت در آن شکل می‌گیرند. وقتی بدن زن به ابزار و شیء تبدیل می‌شود، تأثیرات اش نه فقط روی خود زنان، بلکه روی نگرش‌ های اجتماعی و بازتولید هنجارهای مردسالارانه هم گسترده و عمیق است. فهم این مسئله به ما کمک می‌کند آگاهانه با تبلیغات برخورد کنیم، پیام‌ های پنهان فرهنگی و جنسیتی را بشناسیم و جایگاه واقعی زن را در جامعه بهتر درک کنیم.

و به طور خلاصه، بدن زن در تبلیغات تجاری اغلب ابزار و شیء می‌شود و این فرآیند پیامدهای جدی روانی، اجتماعی و فرهنگی دارد. زن‌ ها تحت فشار استاندارد های زیبایی و نقش‌های تبلیغاتی قرار می‌گیرند، مردان نگرش ابزاری نسبت به زن پیدا می‌کنند و جامعه نابرابری جنسیتی را بازتولید می‌کند. شناخت و تحلیل این مسئله، گام مهمی برای آگاهی اجتماعی و تلاش برای بازنمایی انسانی و واقعی‌تر زنان در رسانه‌ها و فرهنگ عمومی محسوب می‌شود.

 

 

										    

مقاله ها

شبکه اجتماعی

نشانی کوتاه : www.khanemawlana.org

مطالب مشابه

چهارشنبه 5 آذر 1404