امروزه رسانههای اجتماعی بخش جداییناپذیری از زندگی روزمره ما شدند. مخصوصاً برای زنان خانهداری که بیشتر وقت شان را در خانه میگذرانند، این فضا ها میتوانند هم وسیلهی ارتباط با دنیای بیرون باشند و هم محلی برای یادگیری و سرگرمی. اما سوال اصلی این است که آیا واقعاً این شبکه ها زنان خانهدار را توانمند میکنند یا فقط یک حس موقتی از توانمندی برایشان میدهند؟
برای بسیاری از زنان خانهدار، شبکههای اجتماعی مثل یک پنجره به دنیای خارج از خانه هستند. وقتی شما در خانه گیر میکنید و روزتان تکراری است، دیدن زندگی و تجربه های دیگران میتواند احساس تازگی و انگیزه ایجاد کند. مثلاً یک زن میتواند از طریق این فضاها با دستورهای آشپزی، نکات آموزشی، یا ایده های هنری آشنا شود و خودش را سرگرم کند. این سرگرمی ها و یادگیری ها به ظاهر کوچک، در واقع میتوانند باعث احساس رضایت و افزایش اعتماد به نفس شوند.
با این حال، تجربهی زنان خانهدار از رسانههای اجتماعی همیشه مثبت نیست. وقتی افراد وقت زیادی را در شبکهها میگذرانند، امکان دارد خودشان را با دیگران مقایسه کنند و احساس ناکافی بودن پیدا کنند. به عنوان مثال، دیدن زنانی که شغل های پر درآمد دارند یا زندگی های پر زرق و برق نشان می دهند، میتواند باعث شود که زن خانهدار احساس کند که توانایی یا فرصت های خودش کافی نیستند. در این حالت، رسانه ها نه تنها توانمند نمیکنند، بلکه میتوانند فشار روانی و استرس ایجاد کنند.
از نظر روان شناسی، رسانه های اجتماعی میتوانند دو نوع توانمند سازی ایجاد کنند: واقعی و ظاهری. توانمندسازی واقعی یعنی زن از طریق شبکه ها مهارت های جدید یاد میگیرد، اطلاعات مفید به دست میآورد، و قادر میشود تصمیمات مستقل بگیرد یا در زندگی خودش تغییر مثبت ایجاد کند. برای مثال، وقتی یک زن خانهدار یاد میگیرد چطور کسبوکار خانگی خودش را مدیریت کند یا یک مهارت هنری جدید یاد میگیرد و از طریق انترنت محصول اش را میفروشد، این یک توانمندسازی واقعی حساب میشود.
اما توانمندسازی ظاهری یا پندار توانمندسازی یعنی زن فقط احساس میکند که توانمند شده، ولی در عمل تغییر قابل توجهی در زندگیاش ایجاد نمیشود. مثلاً وقتی فقط شبکه های اجتماعی را برای سرگرمی دنبال میکند، یا صرفاً لایک و کمنت ها باعث خوشحالی موقتی میشوند، این حس توانمندی واقعی نیست و معمولاً زودگذر است.
یکی از نکات دیگر این است که مصرف رسانه های اجتماعی میتواند باعث ایجاد فضای اجتماعی و همبستگی بین زنان خانهدار شود. زنانی که در خانه محدود هستند و دسترسی محدودی به فعالیت های بیرون دارند، میتوانند در گروه ها و انجمن های آنلاین با دیگران ارتباط برقرار کنند، تجربیات شان را به اشتراک بگذارند و از حمایت همدیگر بهره ببرند. این تعاملات، بهویژه وقتی با محتوای آموزشی و عملی همراه باشد، میتواند توانمند سازی واقعی را تقویت کند.
با این وجود، نیاز است که زنان خانهدار در استفاده از شبکههای اجتماعی آگاه باشند و هدفمند عمل کنند. صرفاً دنبال کردن محتواهای سرگرمی یا مقایسه با دیگران، معمولاً باعث ایجاد فشار روانی و کاهش اعتماد به نفس میشود. بهتر است از شبکهها به عنوان ابزاری برای یادگیری، رشد شخصی، و ایجاد مهارتهای کاربردی استفاده کنند. مثلاً دنبال کردن صفحههای آموزشی، کسبوکارهای کوچک، مهارتهای خانگی، یا حتی گروه های حمایتی میتوانه تجربهی مثبت و توانمندسازتری ایجاد کند.
یک نکته مهم دیگر این است که رسانههای اجتماعی میتوانند به زنان خانهدار کمک کنند تا هویت خودشان را بهتر بشناسند. وقتی زن با افراد مختلف ارتباط برقرار میکند و دیدگاه ها و تجربیات متنوع را میبیند، میتواند نگاه جدیدی به زندگی و تواناییهای خودش پیدا کند. این فرایند شناخت هویت، خودش نوعی توانمندسازی است، چون باعث میشود زن احساس کند که ارزش و نقش خودش در جامعه مهم است، حتی اگر فعالیت بیرونی محدودی داشته باشد.
با همهی اینها، نباید فراموش کنیم که رسانههای اجتماعی فقط ابزار هستند و توانمندسازی واقعی به عوامل دیگری هم بستگی دارد، مثل حمایت خانواده، فرصتهای یادگیری، دسترسی به منابع، و انگیزهی فردی. شبکههای اجتماعی میتوانند به عنوان مکمل عمل کنند، اما جایگزین تجربه های واقعی زندگی و مهارت های عملی نمیشوند.
نتیجهگیری اینکه مصرف رسانههای اجتماعی برای زنان خانهدار میتواند هم فرصت و هم چالش ایجاد کند. اگر آگاهانه و هدفمند باشد، امکان یادگیری، رشد مهارتها، و ایجاد فضای اجتماعی حمایتی فراهم میکند و توانمند سازی واقعی را تقویت میکند. اما اگر صرفاً برای سرگرمی یا مقایسه با دیگران استفاده شود، ممکن است حس توانمندی موقتی بدهد و در واقع به پندار توانمندسازی تبدیل شود.
در نهایت، تجربه زنان خانهدار با رسانههای اجتماعی پیچیده و چندوجهی است. این فضاها میتوانند الهامبخش، آموزشی، و توانمندساز باشند، اما نیازمند انتخاب محتوا های مناسب، مدیریت زمان، و دیدگاه هدفمند هستند. مهمترین نکته این است که زن خودش فعال باشد و رسانهها را به عنوان ابزار رشد و یادگیری ببیند، نه فقط سرگرمی یا معیار مقایسه با دیگران.
با مدیریت درست، شبکه های اجتماعی میتوانند به زنان خانهدار کمک کنند تا حس استقلال، توانایی، و ارزشمندی خودشان را تقویت کنند و زندگی روزمره شان را با تجربه های تازه و مثبت رنگینتر کنند. اما بدون آگاهی و انتخاب هدفمند، همین فضاها ممکنه فقط یک حس موقتی از توانمندی بدهد که با گذر زمان از بین میرود.
ما ...