گزارش برگزاری برنامه "مقدمه‌ای بر خشونت و خشونت علیه زنان و اشکال مختلف آن"

يكشنبه 21 دي 1404
23 بازدید
گزارش برگزاری برنامه "مقدمه‌ای بر خشونت و خشونت علیه زنان و اشکال مختلف آن"

نویسنده : پاکیزه کریمیان

        
به تاریخ ۱۰ جنوری ۲۰۲۶ برابر با ۲۰ جدی (دی)، جولانگاه زن از زیرمجموعه‌های مرکز فرهنگی و اجتماعی خانهٔ مولانا، برنامه‌ای  را با موضوع "مقدمه‌ای بر خشونت و خشونت علیه زنان و اشکال مختلف آن" در بستر پلتفرم گوگل میت برگزار کرد.
این نشست با حضور خانم روحی شفیعی، جامعه‌شناس، نویسنده، مترجم و فعال حقوق زنان، و با مشارکت علاقه‌مندان به این برنامه برگزار شد.

برنامه با گردانندگی خانم کریمیان آغاز شد. ایشان ضمن خوش‌ آمد گویی به شرکت‌کنندگان، سخنان افتتاحیه خود را با آرزوی سلامتی و آرامش را نثار ملت ایران کردند و گفتند که در شرایط کنونی، از حال بسیاری از دوستان ایرانی و همچنان دوستان افغانستانی مقیم ایران خبر دقیقی در دست نیست. ایشان ابراز امیدواری کردند که همه در صحت و سلامت کامل باشند و این روزهای دشوار را با کمترین آسیب پشت سر بگذارند و تأکید کردند که آرزوی قلبی‌شان دستیابی کشور دوست و همسایه ایران به امنیت، آزادی و آرامش پایدار است.
در ادامه، ایشان به نمایندگی از جولانگاه زن، از زیرمجموعه‌های مرکز فرهنگی و اجتماعی خانهٔ مولانا، از تمامی شرکت‌کنندگان برای حضور در برنامه‌ای با عنوان
"مقدمه‌ای بر خشونت علیه زنان و اشکال مختلف آن" قدردانی کردند.
خانم کریمیان در بخش بعدی مقدمه، به اهمیت موضوع پرداختند و خشونت علیه زنان را یکی از جدی‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین چالش‌های جوامع معاصر دانستند؛ پدیده‌ای که نه‌تنها در اشکال آشکار، بلکه در لایه‌های عمیق فرهنگی، اجتماعی و ساختاری حضور دارد. ایشان هدف از برگزاری این نشست را افزایش آگاهی عمومی، فهم دقیق‌تر مفهوم خشونت و ایجاد زمینه‌ای برای گفت‌وگوی جمعی درباره راه‌های مقابله و پیشگیری از آن عنوان کردند و یادآور شدند که اشتراک در این برنامه برای همه آزاد است.
در پایان این بخش، خانم کریمیان از خانم روحی شفیعی دعوت نمودند تا سخنرانی خود را آغاز کنند.

خانم روحی شفیعی سخنان خود را با توضیح درباره ساختار کلی این مجموعه آغاز کردند. ایشان اعلام کردند که قرار است این برنامه به مدت شش ماه، هر ماه با یک نشست، ادامه پیدا کند و هر جلسه به بررسی یک مفهوم مرتبط با خشونت اختصاص یابد.
ایشان تأکید کردند که خشونت صرفاً یک واژه ساده نیست، بلکه مفهومی است که زیر آن، شرایط و وضعیت‌ های بسیار دردناک اجتماعی در ایران، افغانستان و بسیاری از جوامع دیگر نهفته است. به باور ایشان، نخستین و اساسی‌ ترین گام، درک معنایی و مفهومی خشونت است؛ یعنی پیش از هر چیز باید بفهمیم وقتی از خشونت صحبت می‌کنیم، دقیقاً از چه چیزی حرف می‌زنیم.
خانم شفیعی توضیح دادند که برداشت افراد از خشونت یکسان نیست. ممکن است برای فردی، نگاه تحقیرآمیز در خیابان مصداق خشونت باشد، در حالی که فرد دیگری آن را کاملاً عادی تلقی کند. از همین رو، هدف این جلسات، گفت‌وگو، بحث و مشارکت فعال شرکت‌ کنندگان برای واشکافی این مفهوم است.

خانم شفیعی در ادامه به گستره بسیار وسیع خشونت اشاره کردند و گفتند که خشونت در فضا های مختلفی رخ می‌دهد:
در فضای خانه، در اجتماع، در خیابان، در روابط نزدیک و صمیمی، در روابط دورتر، میان مردم و حکومت‌ها، و حتی در رابطه انسان با خودش.
ایشان فهرستی از اشکال خشونت را ارائه دادند که قرار است در طول این شش ماه به‌صورت تدریجی بررسی شوند، از جمله:
_ خشونت جسمی
_ خشونت روانی
_ خشونت زبانی
_ خشونت اقتصادی
_ خشونت اجتماعی و فرهنگی
_ خشونت نوشتاری
_ خشونت‌های قانونی و نهادینه‌شده
_ تبعیض و خشونت‌های خانوادگی
خشونت‌های دولتی (که به گفته ایشان، ایران و افغانستان به‌طور جدی با آن مواجه‌اند)
_ خشونت خیابانی و خشونت در اجتماع بیرون از منزل
_ خشونت در روابط شخصی، از جمله روابط والد–فرزند، خواهر و برادر، همسران

ایشان تأکید کردند که خشونت‌های خانوادگی بسیار گسترده و پیچیده‌اند و در جلسات آینده به‌طور مفصل به آن‌ها پرداخته خواهد شد.
در ادامه، خانم شفیعی به خشونت علیه محیط زیست و خشونت علیه حیوانات پرداختند و این پرسش را مطرح کردند که واکنش ما در برابر حیوانات بی‌پناه یا تخریب طبیعت چیست و این واکنش‌ها چه نسبتی با درک ما از خشونت دارد.

خانم روحی شفیعی در بخش مهم و مفصل سخنان خود، برای فهم ریشه‌های خشونت، مخاطبان را به یک مرور تاریخی و انسان‌ شناسانه بردند و تأکید کردند که خشونت را نمی‌توان بدون شناخت سیر تحول روابط انسانی در طول تاریخ فهم کرد.
ایشان توضیح دادند که روابط میان انسان‌ ها از هزاران سال پیش تاکنون همواره در حال تغییر بوده است. روابطی که پنج هزار سال پیش وجود داشته، با روابط دو هزار سال پیش متفاوت بوده و این روابط نیز با مناسبات امروز انسان‌ ها تفاوت‌های بنیادین دارد. به گفته ایشان، روابط انسانی نه ثابت بوده و نه یک‌باره شکل گرفته، بلکه در طی قرن‌ها و هزاره‌ها، هم‌زمان با تغییر در شیوه زیست انسان‌ها، دگرگون شده است.
خانم شفیعی به نخستین مراحل زیست انسان اشاره کردند؛ زمانی که انسان‌ها در غارها زندگی می‌کردند و هنوز مفاهیمی چون خانه، خانواده به شکل امروزی، قانون یا دولت وجود نداشت. در این دوره، انسان‌ها به‌تدریج مهارت‌ هایی را آموختند که مسیر زندگی‌ شان را تغییر داد؛ از جمله اختراع آتش که نقطه عطفی در تاریخ بشر بود و به دنبال آن، امکان پخت غذا، گرم‌کردن، ساخت ابزار و گسترش مهارت‌ها فراهم شد.
ایشان تأکید کردند که درک انسان از طبیعت و نحوه استفاده از آن، به‌ویژه در مراحل ابتدایی، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری روابط انسانی داشت. به باور خانم شفیعی، در بسیاری از دوره‌های اولیه، این زنان بودند که به درک عمیق‌تری از طبیعت دست یافتند. برای نمونه، کشف و ابداع کشاورزی، شناخت دانه‌ ها، کاشت و برداشت گیاهان و تأمین غذا از طریق زمین، عمدتاً توسط زنان انجام شد. این امر باعث شد که در برهه‌هایی از تاریخ، زنان از نظر دانشی و مهارتی، جایگاه برجسته‌ تری داشته باشند.
در مقابل، مردان به‌ تدریج از محیط‌ های اولیه فاصله گرفتند و مهارت شکار را توسعه دادند؛ مهارتی که استفاده از حیوانات برای تأمین غذا، پوست و ابزار را ممکن ساخت. این تغییر در نقش‌ها، به‌تدریج باعث تحول در روابط قدرت میان زن و مرد شد و ساختارهای اجتماعی تازه‌ای را شکل داد.
خانم شفیعی توضیح دادند که در آن دوران، مفاهیمی چون ازدواج رسمی، قانون خانواده یا مالکیت به شکل امروزی وجود نداشت. انسان‌ ها به‌صورت جمعی زندگی می‌کردند، فرزند دار می‌شدند و روابطشان به‌ مرور زمان شکل می‌گرفت. هزاران سال طول کشید تا نظام‌ های قبیله‌ای به‌وجود آمدند؛ نظام‌ هایی که نخستین تلاش‌ها برای ایجاد نظم، قواعد و چارچوب در روابط انسانی بودند.
در ادامه، ایشان به مهاجرت‌های گسترده انسانی اشاره کردند و گفتند که انسان‌ها از آفریقا به‌ویژه از مناطقی مانند اتیوپی به سایر قاره‌ها مهاجرت کردند. این مهاجرت‌ها، که گاه هزاران سال به طول انجامید، انسان‌ها را ناگزیر کرد روابط خود را با محیط‌ های جدید و با انسان‌های دیگر تنظیم کنند. در همین روند، زبان به‌عنوان ابزار ارتباطی شکل گرفت و به‌ تدریج پیچیده‌ تر شد.
خانم شفیعی سپس به شکل‌گیری تمدن‌ها پرداختند؛ تمدن‌هایی چون مصر، چین، ایران باستان و دیگر تمدن‌های کهن که هزاران سال پیش به سطح بالایی از سازمان اجتماعی، معماری، هنر و دانش دست یافته بودند. این تمدن‌ها نشان می‌دهند که انسان‌ها به این نتیجه رسیده بودند که بدون نظم اجتماعی و تنظیم روابط، امکان ادامه زندگی جمعی وجود ندارد.
در ادامه، ایشان به پیدایش باورها و ادیان اشاره کردند و توضیح دادند که باور به نیروهایی فراتر از انسان، در پاسخ به ترس‌ها، بیماری‌ها، مرگ و ناتوانی بشر در برابر طبیعت شکل گرفت. دین و باورهای دینی، بخشی از تلاش انسان برای معنا دادن به جهان و تنظیم رفتارهای اجتماعی بودند. ایشان به ادیان کهن مانند بودیسم، زرتشتی و سپس دیگر ادیان اشاره کردند و تأکید نمودند که این باورها نیز در شکل‌دهی روابط انسانی نقش داشته‌اند.
با افزایش جمعیت و پیچیده‌تر شدن جوامع، انسان‌ها به این نتیجه رسیدند که باید نظم سیاسی و حکومتی ایجاد شود. در ابتدا، این نظم در قالب بزرگان قبایل و ریش‌ سفیدان بود، اما به‌ تدریج به شکل دولت‌ها، قانون‌گذاری و نهادهای رسمی درآمد. قوانین نوشته شدند تا روابط انسانی را تنظیم کنند، خشونت را مهار کنند و امکان همزیستی فراهم شود.
خانم شفیعی تأکید کردند که علوم اجتماعی، از جمله جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی، محصول همین تلاش تاریخی انسان برای فهم روابط، قدرت، خشونت و همزیستی هستند.

در بخش بعدی، خانم شفیعی برای نشان دادن نقش قانون و آموزش در کاهش خشونت، به تجربه زیسته خود در انگلستان اشاره کردند.
ایشان توضیح دادند که در جامعه‌ای مانند انگلستان، خشونت خیابانی و جنسیتی نه‌تنها از نظر اجتماعی مذموم است، بلکه به‌طور صریح در قانون جرم‌انگاری شده است. به گفته ایشان، هیچ مردی حق ندارد در خیابان به زنی یا دختری، صرف‌نظر از نوع پوشش یا ظاهرش، نگاه آزاردهنده، کلام توهین‌آمیز یا رفتار تهدیدکننده داشته باشد. چنین رفتارهایی خلاف قانون محسوب می‌شود و فرد متخلف با مجازات قانونی مواجه خواهد شد.
خانم شفیعی تأکید کردند که این وضعیت یک‌شبه به‌دست نیامده، بلکه نتیجه دهه‌ها مبارزه اجتماعی، آموزش عمومی و قانون‌گذاری مستمر است. این قوانین تنها روی کاغذ نمانده‌اند، بلکه به‌طور جدی اجرا می‌شوند و جامعه نیز نسبت به آن‌ها حساس است.
ایشان در ادامه، تجربه شخصی خود از نظام آموزشی انگلستان را بیان کردند و گفتند که در مدارسی که نواسه هایشان در آن تحصیل می‌کنند، مفهوم برابری جنسیتی از سنین بسیار پایین آموزش داده می‌شود. برای مثال، به کودکان شش، هفت و هشت ساله، از طریق ویدیوها و فعالیت‌های آموزشی نشان داده می‌شود که دختران و پسران می‌توانند در همه زمینه‌ها از ورزش و درس گرفته تا بازی و انتخاب مسیر زندگی برابر باشند. در این آموزش‌ها تنها تفاوت زیستی میان دختران و پسران توضیح داده می‌شود، بدون ایجاد حس برتری یا فرودستی.
به گفته خانم شفیعی، این نوع آموزش باعث می‌شود کودکان از همان ابتدا بیاموزند که حق سلطه، خشونت یا برتری بر دیگری ندارند. این درک، به‌تدریج در روابط اجتماعی آن‌ها نهادینه می‌شود و نقش مهمی در کاهش خشونت در جامعه دارد.
ایشان تأکید کردند که تنظیم روابط انسانی، از خانواده تا جامعه، زمانی ممکن می‌شود که اصل برابری، گفت‌وگو و احترام متقابل جایگزین زور و خشونت شود.


در بخش پایانی برنامه، شرکت‌ کنندگان پرسش‌های خود را مطرح کردند:
پرسش خانم معصومه کریمی
درباره عادی‌شدن خشونت و بازتولید آن در جامعه بود که در پاسخ خانم شفیعی عادی‌سازی خشونت را نتیجه ترس، فشار ساختاری، ناتوانی فردی، نبود گزینه‌های امن و آموزش نادرست دانستند که به درونی‌شدن خشونت می‌انجامد.
سپس خانم فرشته واحدی
درباره پذیرش خشونت توسط زنان و عدم اعتراض آن پرسش مطرح کردند که خانم شفیعی این مسئله را حاصل جامعه‌ پذیری، وابستگی اقتصادی، ترس از طرد اجتماعی و فقدان حمایت دانستند.
ادامه پرسش دیگر از ناجیه فیضی
درباره خطر جانی اعتراض زنان در افغانستان و راهکار های آن بود که خانم شفیعی تأکید کردند که راهکار در همبستگی جمعی، شبکه‌های حمایتی، آگاهی و فشار بین‌المللی نهفته است، هرچند مسیر دشوار است.

و در پایان یکی از شرکت‌کنندگان پیشنهاد داد در جلسات آینده، پیوند میان خشونت در روابط شخصی و خشونت‌های اجتماعی و ساختاری، به‌ویژه در بستر افغانستان، با تمرکز بیشتری بررسی شود.

این برنامه به‌عنوان آغاز یک سلسله نشست شش‌ماهه، بستری برای گفت‌وگو، آگاهی و مشارکت فعال درباره خشونت و خشونت علیه زنان فراهم کرد و با استقبال و مشارکت گسترده مخاطبان به پایان رسید.
										    

مقاله ها

شبکه اجتماعی

نشانی کوتاه : www.khanemawlana.org

مطالب مشابه